|
ایام عید نوروز هر ساله بهترین موقعی است که می توان به عناوین مختلف ابراز علائق افراد یا گروههای مختلف را نسبت به هم درک کرد.فهمیدن این موضوع هم ریزه کاری هایی دارد که چه بسا نتوان به سادگی آنها را کشف و یا واضح کرد.یکی از مزایای مهم و غیر قابل چشم پوشی این عید ارسال پیام تبریک و یا اهدای هدایای مختلف به آن فردی است که دوستش داریم.
طبیعی می نماید و در عین حال عقلانی هم هست که هر گاه انسان می خواهد هدیه ای بدهد و یا دوستی را بدین طریق شاد نماید و ابراز علاقه ای بکند،از هزینه های شخصی خویش به هر میزان و مقداری صرف نماید.اگر چه صرف هزینه حتی از جیب شخصی نیز در منطق و مرام ما مسلمانها تابع یک فرم خاصی است.نمونه ایده آل و فوق العاده زیبای آن نامه امام علی (علیه السلام) است به عثمان بن حنیف فرماندار بصره که در یک مجلسی شرکت کرده بود که به ظاهر غیر از اغنیا و اشراف شهرکس دیگری در آن دعوت نشده بود.و آن امام بی مثال معترض و متعرض سخت این موضوع شده بود که شما در مجلسی شرکت کرده ای که اغلب مدعوین آن تا بلغت الحلقوم خورده و غم حداکثری زندگیشان عاش معاش نیست و در یک کلام خالص هر مقام و یا مسئولی بایستی با رعایای تحت امر خویش علاوه بر همفکری ،همزیستی هم داشته باشد تا بتواند عملاً درد آنها را درک و احساس کند.
البته برای خود من موردی روی داد که ذکر آن را خالی از فایده نمی دانم.در بین ارباب رجوعی که به دفتر اینجانب رجوع می کنند از هر قشر و تیپ و طایفه ای پیدا می شوند و به مناسبت حلول سال 89 تبریکات متعددی را در قالب سالنامه و نامه های محبت آمیز ارسال کرده بودند. در میان این همه تبریک و تشکر که لازم است در اینجا از همه آنها تشکری خاص بنمایم هدیه خاص و قابل توجه خانم ثروتمندی که زحمت دوری راه را بر خود هموار کرده و خودش آمده بود ،برای من بسیار ارزشمند و فراموش نشدنی است.
مراجعه به گذشته ضروری می نماید و ذکرش خالی از فایده نیست که در حوالی یکی از خیابانهای مشهد توسط ستاد سدّ معبر شهرداری ناحیه ،گاری مرد باقالی فروشی که نابینا هم بود به عنوان سدّ معبر توقیف و از کار این مرد نا بینا جلوگیری شده بود .همسر این مرد به عنوان تظلّم به دفتر اینجانب آمده بود که پس از بررسی موضوع با کسب نظر کارشناسان شهرداری ،محلی در همان حوالی مشخص شد که این فرد نابینا بتواند بدون سدّ معبر کارش را ادامه بدهد.و همین خانم محترم به نمایندگی از سوی همسر نابینایش دو بسته باقالی به عنوان هدیه و تشکر و تبریک سال نو به دفتر آورده و تحویل داده بود.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم و قطعاً در این مختصر قاصرم از حمد ،اگر من توانسته باشم وظیفه خدمتگزاری خودم را در این مقطع انجام داده باشم.
اخلاص ،صفا و صمیمیت بدون آلایش این شهروند را می ستایمو خدا را شاکرم که این توفیق نصیب من شد و امیدوارم با دعای شهروندان بتوانم به خدمت گزاری این مردم شریف ادامه دهم.
|